مانیفست دموکراسی لیبرال

دموکراسی قانون بازار

لیبرال دموکراسی یک سیستم حکومتی است که ازادی هر فرد را ترویج می کند.

ازادی به این معنی است که هر فرد می تواند انتخاب های خود را انجام دهد، فکر کند و انچه را که می خواهد بگوید، توسط قانون محافظت شود، کار خود را انتخاب کند و در بازارهای ازاد شرکت کند. ازادی به این معنی است که مردم می توانند زندگی هایی را که برای انها ارزش دارد زندگی کنند.

یک دموکراسی لیبرال از نهادها و فرایندها برای افزایش ازادی استفاده می کند.

لیبرالیسم فلسفه لیبرال دموکراسی است.

لیبرالیسم معتقد است که ازادی هر فرد هدف یک جامعه است و این هدف با افزایش ازادی های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی انجام می شود.

ازادی های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یکدیگر را تقویت می کنند.

لیبرالیسم معتقد است که جوامع از طریق بحث و اصلاحات مداوم بهبود می یابند.

لیبرالیسم عملی و سازگار است.

لیبرالیسم سیاست هایی را بر اساس شواهد و نه ایدئولوژی ترویج می کند.

لیبرالیسم حق هر فرد را برای انجام انچه که می خواهد با نیازهای اجتماعی و حقوق را با مسئولیت ها متعادل می کند.

لیبرال دموکراسی بهترین سیستم دولتی برای تامین ازادی، امنیت و رفاه است.

اصول لیبرال دموکراسی باید درک و ترویج شود.

با وجود موفقیت های لیبرال دموکراسی، اغلب مورد انتقاد قرار می گیرد، از جمله توسط افرادی که از زندگی در لیبرال دموکراسی بهره مند می شوند.

تعریف، توضیح و اعمال لیبرالیسم میتواند دشوار باشد.

اولین اصل لیبرالیسم حق ترویج ایده های جدید است. این قدرت لیبرالیسم است زیرا ایده های خوب را بدون در نظر گرفتن اینکه از کجا امده اند، می پذیرد. این نیز ضعف لیبرالیسم است زیرا حق ترویج ایده های جدید می تواند برای حمله به نهادها و فرایندهای خوب مورد سوء استفاده قرار گیرد. مگر اینکه اکثر مردم در یک جامعه برای لیبرال دموکراسی ارزش قائل باشند، بحث می تواند به جای اصلاحات منجر به درگیری شود.

برخی از مردم مایل به قربانی کردن نهادها و فرایندهای لیبرال برای به دست اوردن قدرت شخصی خواهند بود. افراد قدرتمند به دنبال محافظت از خود در معرض اصلاحات هستند. افرادی که لیبرال دموکراسی را ترویج می کنند باید از این گرایش ها اگاه باشند.

لیبرال دموکراسی های مختلف انتخاب های سیاسی مختلفی را در زمینه هایی مانند مالیات، کمک به فقرا، مراقبت های بهداشتی، اموزش، دفاع ملی، مقررات زیست محیطی، عدالت کیفری و غیره انجام می دهند.

دموکراسی

نهادها و فرایندهای دموکراسی تعیین می کنند که چه کاری باید انجام شود تا به نفع مردم باشد.

قدرت دولت تقسیم و جدا می شود به طوری که وظایف مختلف توسط افسران و نهادهای مختلف انجام می شود. قدرت از تحکیم جلوگیری می شود. هیچ شخص یا بدنی قدرت اعمال تمام قدرت دولت را ندارد.

هر افسر یا بدن در نقش خود عمل می کند و در عملکرد دیگران دخالت نمی کند.

جدایی وظایف قانونگذاری، اجرایی و قضایی موثر بوده است.

قدرت دولت ممکن است بین یک دولت ملی و دولت های ایالتی، استانی یا منطقه ای تقسیم شود.

مردم از طریق انتخابات، ماموران دولتی را انتخاب می کنند.

فرایندهای انتخاباتی منصفانه، اسان برای درک، باز برای بررسی و کارامد است.

رای دهندگان می توانند به کاندیدای انتخابی خود رای دهند.

نامزدهای یک دفتر دولتی توسط دولت مورد حمله یا ارعاب قرار نمی گیرند و دولت از انها در برابر حملات یا ارعاب دیگران محافظت می کند.

ارا با دقت شمارش می شوند و نتایج صحیح گزارش می شود.

نتایج انتخابات محترم شمرده می شود.

هر شهروند بزرگسال می تواند رای دهد. هر رای مساوی است.

افسران منتخب به مردم پاسخگو هستند. افسران منتخب به کسانی که نمایندگی می کنند وفادار هستند، سخت کار می کنند، از تضاد منافع جلوگیری می کنند، به دنبال سود شخصی از دفتر خود نیستند و اطلاعات دقیق را به مردم ارائه می دهند.

مردم می توانند احزاب سیاسی تشکیل دهند و به ان بپیوندند.

وظایف دولت ممکن است توسط افسران و کارکنانی که انتخاب نشده اند انجام شود.

افسران دولتی و کارمندانی که انتخاب نمی شوند به افسران منتخب پاسخگو هستند.

کارمندان دولت اموزش دیده، مدیریت می شوند و منابعی برای ارائه خدمات کارامد و موثر دارند.

کارمندان دولت توسط دولت پرداخت می شوند.

افرادی که به دنبال انتصابات دولتی یا ارائه کالاها یا خدمات به دولت هستند، فرصت برابر دارند.

افسران و کارمندان دولتی هنگام قرار ملاقات، ارائه خدمات دولتی یا خرید کالا یا خدمات، حامیان، دوستان یا اعضای خانواده خود را ترجیح نمی دهند.

قدرت نظامی به نفع مردم اعمال می شود.

نقش ارتش در قانون اساسی تعریف شده است.

ارتش توسط افسران منتخب کنترل می شود.

سازمان و عملکرد ارتش توسط قانون اداره می شود.

ارتش از نظر سیاسی بی طرف و غیر حزبی است.

روابط بین ملت ها بر اساس اصول لیبرال است.

ملت ها حاکمیت کشورهای دیگر را به رسمیت می شناسند.

لیبرال دموکراسی ها کشورهای دیگر را تشویق می کنند تا نهادها و فرایندهای لیبرال دموکراسی را توسعه دهند.

حکومت قانون

جامعه توسط قوانین نوشته شده اداره می شود.

حاکمیت قانون در تضاد با حکومت افراد است که در ان یک فرد یا گروه قدرتی را اعمال می کند که توسط قانون محدود نمی شود.

حقوق قانونی، نه قدرت، مطلق است.

قدرت دولت تنها به عنوان مجاز توسط قوانین نوشته شده استفاده می شود.

همه از قانون اطاعت می کنند. حتی یک رئیس جمهور، نخست وزیر یا رهبر دیگر از قانون اطاعت می کنند.

با هر فرد منصفانه، برابر و عادلانه توسط قانون، دولت، دادگاه ها و جامعه رفتار می شود.

قانون بین مردم فقط برای ترویج ازادی، عدالت یا برابری تمایز قائل می شود.

این قانون بر اساس جنسیت، نژاد، رنگ، قومیت، مذهب، معلولیت یا سایر ویژگی ها تبعیض قائل نمی شود، مگر برای ترویج ازادی، عدالت یا برابری.

هیچ بالاتر از قانون نیست و هیچ زیر حمایت قانون نیست.

قانون اساسی یا قانون اساسی قوانین و فرایندهای دولت را بیان می کند.

قوانین توسط مجلس قانونگذاری از طریق یک فرایند رسمی، معمولا با رای اکثریت ایجاد می شود.

قوانین و دولت ازادی فردی را ترویج می کنند.

هر فرد ممکن است به یک دین، سیستم اعتقادی، چارچوب اخلاقی یا ایده دانشگاهی اعتقاد داشته باشد، زندگی کند و ترویج کند.

همه حق ازادی بیان دارند. ایده های جدید، شواهد جدید و بحث برای بهبود جامعه ضروری است. حق ازادی بیان تقریبا مطلق است. این قانون بیان را تنها زمانی محدود می کند که احتمالا باعث اسیب فوری و جدی شود.

روزنامه نگاران ازاد هستند که در مورد هر افسر، نامزد، حزب سیاسی، موضوع یا رویداد گزارش دهند. دولت ها و افسران دولتی عمدا اطلاعات غلط را منتشر نمی کنند.

مردم می توانند مالکیت، خرید، فروش و استفاده از ملک داشته باشند.

یک سیستم برای تعیین قابل اعتماد صاحبان زمین وجود دارد.

دولت اموال را بدون پرداخت ارزش ملک به شخصی که از ان گرفته شده است، نمی گیرد.

هر حق دارد ازادانه حرکت کند و انتخاب کند که کجا زندگی کند.

دادگاه ها تصمیم می گیرند که چگونه قانون به حقایق اعمال می شود.

دادگاه ها از فرایندهایی استفاده می کنند که به وضوح تعریف شده و در دسترس همه است.

حقایق توسط دادگاه ها بر اساس شواهد قابل اعتماد تعیین می شود.

قضات از عواقب سیاسی و شخصی برای اقدامات رسمی خود محافظت می شوند.

تصمیمات دادگاه های پایین تر می تواند مورد تجدید نظر قرار گیرد.

روابط بین ملت ها بر اساس حاکمیت قانون و سایر اصول لیبرال دموکراسی است.

بازارهای

در اقتصاد بازار، هر ازادی تصمیم گیری اقتصادی خود را دارد. دولت بازارها را ایجاد، تماشا و تنظیم می کند تا اطمینان حاصل شود که انها به درستی کار می کنند.

بازارها نتایج سیاسی و اجتماعی خوبی را ترویج می کنند، نه فقط نتایج اقتصادی خوب، زیرا مردم ازادی دارند.

همه فرصت های اقتصادی برابر دارند. رقابت اقتصادی عادلانه است.

دولت تصمیم نمی گیرد که چه کسی موفق خواهد شد.

قیمت ها بر اساس اصول عرضه و تقاضا تعیین می شوند.

مردم می توانند ثروت خود را افزایش دهند. افزایش ثروت به مردم اجازه می دهد تا از ازادی بیشتر لذت ببرند.

افراد فقیر انواع مختلفی از ازادی را ندارند. دولت ها و دیگران اقداماتی را برای جلوگیری و رفع فقر انجام می دهند.

پول یک نوع پرداخت پذیرفته شده است. پول به مردم اجازه می دهد تا در مورد انچه که برای انها مهم است انتخاب کنند.

هر ازاد است که در مورد تولید و مصرف کالاها و خدمات خود تصمیم بگیرد.

فرد می تواند انتخاب کند که کدام کالا یا خدمات را تولید کند. فرد ممکن است از کالاها و خدماتی که تولید می کند استفاده کند یا انها را برای پول به دیگران بفروشد.

مردم حق دارند برای منافع خود کار کنند. مردم می توانند شرایط استخدام ارائه شده توسط کارفرما را رد کنند، اشتغال را ترک کنند و اشتغال جدید را بپذیرند. این قانون از بردگی و سایر اشکال کار غیر ارادی جلوگیری می کند.

کارگران ممکن است اتحادیه هایی را برای تعیین دستمزد و شرایط کاری تشکیل دهند. اتحادیه ها بر اساس اصول لیبرال سازماندهی و اداره می شوند.

مردم ممکن است سازمان هایی را برای پیگیری فعالیت های تجاری با هم ایجاد کنند.

این قانون افرادی را که در یک سازمان تجاری سرمایه گذاری می کنند ملزم به پرداخت بدهی های سازمان نمی کند.

ایجاد یک سازمان تجاری ساده است، زمان زیادی طول نمی کشد و هزینه کمی دارد.

اموزش پایه رایگان برای هر فرد در دسترس است.

اموزش به نفع جامعه است، نه فقط کسانی که تحصیل می کنند.

دموکراسی مستلزم اموزش رای دهندگان، به ویژه در مورد دولت، موسسات، دموکراسی، حاکمیت قانون و بازار است.

اموزش و پرورش ازادی را با اجازه دادن به مردم برای شرکت در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی افزایش می دهد.

مراقبت های بهداشتی پایه برای هر فرد در دسترس است. مراقبت های بهداشتی به نفع جامعه است، نه فقط کسانی که مراقبت های بهداشتی را دریافت می کنند. مراقبت های بهداشتی ازادی را با اجازه دادن به مردم برای شرکت در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی افزایش می دهد.

مردم می توانند به خدمات مالی دسترسی داشته باشند و درک کنند.

بانک ها به مردم اجازه می دهند پول خود را پس انداز و محافظت کنند. بانک ها از سپرده ها برای قرض دادن پول به وام گیرندگان بر اساس توانایی بازپرداخت بدهی استفاده می کنند.

بازارهای مالی ازاد، کارامد و به خوبی تنظیم شده اند. مردم می توانند به اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری پول تکیه کنند.

مردم می توانند پول را از مرزهای کشور عبور دهند.

تجارت بین کشورها صلح بین انها را افزایش می دهد و منافع اقتصادی برای هر دو کشور دارد.